من نان حیات ام؛ هرگز گرسنه نگردد آن که سوی من آید؛ تشنه نگردد هرگز آن کس که به من ایمان آورد. یوحنا 6:35
۱۳۹۴/۰۷/۲۸
۲۴ خواننده ایرانی از فعالیت هنری منع شدند!؟
منابع خبری در ایران گزارش دادهاند که ۲۴ خواننده به دلیل آنچه همکاری با شبکههای ماهوارهای عنوان شده، از فعالیت منع شدند و همکاری با سایت رادیو جوان، پخش کلیپ در شبکههای ماهوارهای و برخی تخلفات در کنسرتهای خارج از کشور از جمله دلایل "منع از کار" این خوانندهها اعلام شده است. در دو سال گذشته شمار دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و امامان جمعه برای لغو کنسرتها افزایش یافته است.
فرزاد فرزین، سیروان و زانیار خسروی، رضا صادقی، محسن یگانه، سعید و مهدی مدرس، شهرام شکوهی، محسن چاوشی، احسان خواجه امیری، علی لهراسبی، گروه چارتار، همایون شجریان و حافظ ناظری از جمله خوانندگانی هستند که منع از کار شدهاند. بر پایه این گزارش، لغو برخی کنسرتهای این خوانندهها در هفتههای گذشته به دلیل همین ممنوعیت بوده که به صورت مکتوب به آنها ابلاغ شده است.
وزارت ارشاد محرومیت خوانندگان را رد نکرد.
در همین حال فرزاد طالبی، سرپرست دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در واکنش به خبر ممنوعیت فعالیت چند خواننده این خبر را تکذیب نکرد و در اینباره گفته که همکاری با سایت رادیو جوان، چه خواسته و چه ناخواسته، همکاری با رسانه معاند نظام به حساب میآید. ماهیت این سایت متعلق به دولت آمریکاست در نتیجه حضور خوانندگان ایرانی دارای مجوز در این سایت امری غیرقانونی است. دفتر موسیقی این وزارتخانه نام خواننده مشخصی را بهطور رسمی اعلام نمیکند چون این اقدام کار شایسته ای نیست. هیچ زمانبندی خاصی برای منع از کار به این خوانندگان اعلام نشده برخیها از شش ماه و یک سال نام میبرند اما من امیدوارم با تلاشی که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صورت میگیرد مشکلات موجود هرچه زودتر مرتفع شود.
۱۳۹۴/۰۷/۲۷
به مناسبت تولد فرح دیبا شهبانوی ایران
فرح دیبا که پس از ازدواج با محمدرضاشاه
پهلوی، فرح پهلوی نامیده شد در ۲۲ مهرماه ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. او معمار و مترجم است.
فرح پهلوی مورد احترام بسیاری از کسانی
است که حتا با سلطنت و یا شخص محمدرضاشاه پهلوی مخالفت یا عداوت دارند. مارک
ایروینگ خبرنگار روزنامهی تایمز لندن که در سن شصت و پنج سالگیِ فرح پهلوی و پس
از سالها سکوتِ ملکهی سابق ایران در آپارتمان او در پاریس با او گفتوگو کرده
بود و در مجلهی ضمیمهی تایمز لندن انتشار یافت پس از شرح کوتاهی از دوران
نوجوانی و جوانی و ازدواج فرح با شاه ایران، مینویسد حتا بعضی ایرانیهایی هم که
در سال ۱۳۵۷ به دنیا نیامده بودند از او با احترام یاد میکنند. برای آنها فرح
پهلوی ستارهای از دورانی است که فریبندگی و زرق و برق جرم نبود، دورانی که کسی به
فکر ایدئولوژی نبود و خیلیها حتا معنی آن را هم نمیدانستند.
فرح پهلوی در زمینهی بهداشت و آموزش کودکان
بیسرپرست و به صورت کلی کودکان ایران بسیار فعال بود. پایهگذاری جمعیت کمک به
جذامیان و بهکدهی راجی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، موزهی فرش ایران و
موزهی هنرهای معاصر توسط فرح پهلوی انجام گرفت.
فرح پهلوی، کانون پرورش فکری کودکان و
نوجوانان را پنجاه سال پیش با کمک و مدیریت لیلی امیرارجمند بنیان گذاشت. بسیاری
دو دههی چهل و پنجاه شمسی را شکوفاترین سالهای فرهنگی و هنری ایران میدانند و
یکی از عوامل این شکوفایی را تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میشناسند.
جمعیت کمک به جذامیان با ریاست فرح پهلوی
جهت فعالیتهای پزشکی و درمانی و رفاهی جذامیان توسط عبدالحسین راجی راهاندازی شد.
جمعیت خیریهی فرح پهلوی از دیگر نهادهایی
است که فرح پهلوی به تاسیس آن همت گمارد.
انجمن ملی حمایت کودکان یکی دیگر از
نهادهایی است که به ریاست فرح پهلوی بنیان نهاده شد.
بنگاه حمایت مادران و نوزادان که پس از
جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران باسابقهترین نهاد نیکوکاری ایران بود و در زمان
رضاشاه تاسیس شده بود، از سال ۱۳۳۸ توسط فرح پهلوی برای برطرفکردن نیازهای خانوادههای کمدرآمد
میکوشید.
فرح پهلوی در سال ۱۳۴۶ جهت گردآوری و گسترش ترانهها و رقصهای
محلی ایران، سازمان ملی فولکلور ایران را بنا نهاد. پیش از انقلاب اسلامی، سازمان
ملی رقص فولکلور ایران به عنوان برترین گروه فولکلور در خاورمیانه محسوب میشد.
تاسیس مجموعه تالار رودکی از دیگر اقدامات
فرهنگی فرح پهلوی است. این تالار در آبانماه ۱۳۴۶ گشوده شد. سازمان باله ملی ایران نیز
تا پیش از انقلاب در همین مجموعه فعالیت داشته است.
فدراسیون ناشنوایان ایران یکی از فدراسیونهای
ورزشی است که به ریاست فرح پهلوی در تهران تاسیس شد و هدف از تاسیس آن گسترش ورزش
میان ناشنوایان ایران بوده است.
۱۳۹۴/۰۷/۲۴
این ﺷﻌﺮ ﺍﯾﺮﺝ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﭼﻘﺪﺭ امروز آﺷﻨﺎﺳﺖ!؟
ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ
ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽِ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺳﻢ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩ؟
ﺭﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ بی حاﻟﯽِ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻧﺪﻧﺪ
ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯽ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍ ﺑﻮﺩ .
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﯿﻢ ﺩﺭﯾﻐﺎ
. . .
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻻﯾﯽِ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ
!
ﺍی کاﺵ ﺩﺭِ ﺩﯾﺰﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﺎ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻤﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺑود.
۱۳۹۴/۰۷/۲۳
محکومیت دو شاعر ایرانی به ۲۰ سال زندان و ۱۹۸ضربه شلاق
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، از چهره های شاخص شعر پست مدرن ایران به تحمل شلاق و حبس طولانی مدت محکوم شدند. اتهام این دو شاعر ایرانی: توهین به مقدسات، نشر تصاویر غیر اخلاقی در اینترنت و روبوسی و دست دادن با نامحرم بوده است. مهدی موسوی در صفحه اینستاگرام خود خبر داده که او به ۹ سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق و فاطمه اختصاری به ۱۱ سال حبس و ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده. حکم محکومیت این دو شاعر ایرانی را شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه صادر کرده است.
بر
اساس حکم دادگاه انقلاب، مهدی موسوی به اتهام توهین به مقدسات به شش سال و فاطمه
اختصاری به همین اتهام به هفت سال حبس محکوم شده. مهدی موسوی همچنین به اتهام نگهداری
گاز اشکآور به سه سال زندان و فاطمه اختصاری به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر
تصاویر غیراخلاقی در اینترنت به ترتیب به یک سال و نیم و سه سال زندان محکوم شده
است. این دو شاعر به اتهام دست دادن و روبوسی با نامحرم هر یک به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده اند.
مهدی
موسوی در صفحه اینستاگرامش از حکم دادگاه انقلاب به عنوان حکم بیدادگاه یاد
کرده و گفته که در میان اتهامات او نکات خنده دار از جمله نگهداری گاز اشک آور به
چشم می خورد. او نوشته که "صدور چنین احکام
ناعادلانهای به جرم شعر گفتن و کتاب چاپ کردن در سرزمینم را تنها لکه ننگی بر
شعور انسانی و آزادی بیان میدانم و امیدوارم که روزی در این سرزمین عدلی جاری شود
که کسی را به جرم شعر گفتن و آزاده بودن به زندانهای طویل المدت محکوم نکنند."
مهدی
موسوی و فاطمه اختصاری ۱۷
آذر ماه ۱۳۹۲
بازداشت و تا روز ۲۳
دی همان سال در بند ۲-الف
زندان اوین، تحت نظارت سپاه پاسداران، نگهداری شدند.
گذرنامه مهدی موسوی و فاطمه اختصاری که هر دو از شاعران شناختهشده
و نوپرداز ایران هستند، حدوداً اواسط آذر ماه سال گذشته در حالی که قصد داشتند از
کشور خارج شوند، ضبط شد. سپس آن ها به دادسرا احضار شدند، اما به دادسرا مراجعه
نکردند تا سرانجام یکشنبه ۱۷
آذر بازداشت شدند. آن ها تا ۲۳
دی سال گذشته در بند ۲-الف
زندان اوین محبوس بودند. در آن زمان یکی از سایتهای
نزدیک به محافل اطلاعاتی، این دو شاعر ایرانی را به آشنایی و دوستی با شاهین نجفی،
برگزاری مهمانیهای مختلط و برگزاری جلسات ادبی در سطح شهر تهران و در برخی از
شهرستانها و گسترش ابتذال و تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی متهم کرده بود.
از
مهدی موسوی به عنوان آورنده سبک غزل پستمدرن در ایران یاد میکنند. رادیو زمانه
در سال ۱۳۸۹
به مناسبت انتشار مجموعهای از اشعار او با نام پرنده نه کوچولو بود، نه پرنده،
گفتوگویی با این شاعر ایرانی انجام داد. مهدی موسوی در این گفتگو چنین گفت. "شعر
من به آتهایسم نمیانجامد بلکه راوی شعرهای من گاهی خدای مرسوم در جامعه را به
نقد میکشد. هیچ ایدئولوژی یا تفکری قانعش نمیکند. اگر با بودنش مشکل دارد با
نبودنش بیشتر به بن بست میرسد."
غزل
پستمدرن در ایران طرفداران زیادی دارد و اشعار مهدی موسوی و فاطمه اختصاری در
شبکههای اجتماعی خوانندگان پرشماری یافته است.
آخرین مجموعه شعری که از فاطمه اختصاری مجوز نشر پیدا کرد، بحثهای
فمینیستی قبل از پختن سیبزمینی نام دارد. این کتاب از کتابفروشیها و از نمایشگاه
کتاب تهران جمع شد. وی به رادیو زمانه چنین گفته بود. "من
در شعرهایم از اتفاقها و اندیشههای شخصیام الهام میگیرم اما شعر من دفتر
خاطرات شخصی من نیست. با اینحال انکار نمیکنم که فاطمه اختصاری در شعرهای من
وجود دارد و نفس میکشد." مجموعه اشعار ناگهان (نشر شانی) و بوق زدن برای
گوسفندها (نشر جمهوری) از مهدی موسوی ممنوع از انتشار تشخیص داده شده است.
سایت رادیو زمانه
۱۳۹۴/۰۷/۲۲
بلاتکلیفی پناهجویان و پناهندههای ایرانی در ترکیه
نزدیکی
ترکیه به ایران، این کشور را به اولین مقصد پناهجویان ایرانی تبدیل کرده است. در
حال حاضر حدود ۱۵هزار
پناهجو و پناهنده ایرانی در ترکیه زندگی میکنند که برای بخشی از آنها، رفتن از
این کشور به کشور سوم، آرزویی دور دست است.
طولانی
شدن مدت زمان رسیدگی به تقاضای پناهندگی از سوی دفتر کمیساریای عالی امور
پناهندگان سازمان ملل در ترکیه، عدم پذیرش اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق،
احزاب چپ و کُرد و ایرانیهایی که از آنها با عنوان «شمال عراقی» یاد میشود، شرایط
زندگی را برای این پناهندگان ایرانی در ترکیه سختتر کرده است.
زندگی
پناهجویان در ترکیه، آمارها، واقعیتها
بنابر
گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، یک میلیون و ۶٣٣ هزار پناهنده و پناهجو در
ترکیه زندگی میکنند. پیشبینی میشود این تعداد در پایان سال ٢٠١۵ به یک میلیون و ۸۸۹ هزار پناهجو افزایش یابد.
از این تعداد پناهنده و پناهجو، آوارگان سوری با یک میلیون و ۵٠٠ هزار نفر بیشترین جمعیت
را به خود اختصاص دادهاند.
پناهندگان
ایرانی با جمعیتی کمتر از چهار هزار نفر و پناهجویان ایرانی با ده هزار و ٢۵٠ نفر، سومین جمعیت بزرگ
پناهجویان ترکیه را بعد از سوریه و عراق تشکیل دادهاند. سازمان ملل پیشبینی میکند
که تا پایان سال ٢٠١۵
جمعیت پناهجویان ایرانی در ترکیه به ۱۴
هزار و ٢۵٠
نفر برسد.
بر
اساس قانون جدیدی که از ماه می سال ٢٠١۵ در ترکیه لازمالاجرا شده
است، پناهجویان ایرانی بعد از معرفی خود به دفتر آسام (سازمان همبستگی با
پناهجویان و مهاجران) در آنکارا، باید خود را به شهر انتخابی این سازمان
غیرانتفاعی کمکرسان به پناهجویان معرفی کنند. آنها پس از اسکان در
مکان مشخص و داشتن شماره تلفن برای تماس، در اداره مهاجرت آن شهر ثبتنام میشوند.
تاریخ پیش مصاحبه در نظر گرفته شده برای پناهجویان ایرانی که از سال ٢٠١۴ وارد ترکیه شدهاند، از ١٠
ماه تا دو سال بعد است.
پارسا
عبیدی، پناهنده همجنسگرای ساکن شهر اسکی شهیر، درباره پناهجویان تازهوارد که از
سال ٢٠١۴
به ترکیه آمدهاند، چنین میگوید. "با وجود آن که در سالهای قبل دفتر
کمیساریای عالی به وضعیت پناهجویان همجنسگرا رسیدگی میکرد، این روند بسیار کندتر
شده است و پناهجویان همجنسگرای ایرانی از ١٠ ماه تا ١۶ ماه باید در انتظار پیش
مصاحبه بمانند."
عبیدی
با اشاره به فاصله یک ساله صدور کارتهای شناسایی و برگههای هویتی برای پناهجویان
در برخی از مراکز اداره مهاجرت ترکیه چنین میگوید. "بدون کارت شناسایی و
اقامت، پناهجو نه میتواند خانه اجاره کند، نه میتواند آب و برق و گاز را به نام
خود بزند و نه میتواند حتا یک دلار پول دریافت کند. اکثریت قاطع پناهندگان همجنسگرا
که موفق به دریافت پناهندگی میشوند، به کشورهای پناهنده پذیر منتقل میشوند."
آنها
که میروند، آنها که میمانند
عدهای از
پناهندگان اما با وجود اخذ پناهندگی از طرف دفتر کمیساریای عالی، به دلایل نامعلومی
تا سالها در انتظار انتقال به کشور سوم در ترکیه میمانند.
پناهجویان
کرد ایرانی در سال ٢٠١۴
در مقابل دفتر کمیساریای عالی امور پناهندگان در آنکارا تحصن کردند. آنها به
انتظار طولانی در انتقال به کشور سوم داشتند. این اعتراض از جمله اتفاقهایی بود
که شرایط نابرابر پناهندگان در انتقال به کشورهای پناهندهپذیر را نشان داد.
بیشتر پناهندگان
سیاسی کرد، عضو احزاب کردی مخالف جمهوری اسلامی هستند. آنها معتقدند به دلیل تروریست
نامیده شدن این احزاب از طرف کشورهای پناهندهپذیر، انتقالشان به این کشورها غیر
ممکن شده است.
صدها
نفر از کردهای ایرانی همراه با خانوادههایشان در ترکیه ماندگار شدهاند و زندگیشان
تباه شده است. شرایط سایر پناهندگان
سیاسی ایرانی که عضو سازمانها و احزاب کردی نیستند هم از سال ٢٠١۴ عوض شده است. یکی از این پناهندگان که
عضو یکی از احزاب چپ ایرانی مخالف جمهوری اسلامی است، در رابطه با انتظار طولانیاش
برای انتقال به کشور سوم به رادیو زمانه میگوید: «قانون مشخصی از طرف کشورهای
پناهندهپذیر برای منع ورود اعضای احزاب چپ و کمونیستی ابلاغ نشده است، اما وقتی
که با بخش کشوری دفتر کمیساریای عالی در آنکارا تماس میگیرم و این سوال را مطرح
میکنم که چرا من را به کشوری امن منتقل نمیکنید، به راحتی میگویند که
کشورهای موجود پناهندهپذیر (به غیر از اتحادیه اروپا)، شما را به خاطر افکار
سیاسیتان نمیپذیرند." این پناهنده سیاسی در ادامه میگوید که هیچکدام از
اعضای حزبها و سازمانهای سیاسی چپ ایرانی که از سال ٢٠١۴ موفق به گرفتن پناهندگی از
دفتر کمیسارای عالی پناهندگان در ترکیه شدهاند، به کشورهای پناهنده پذیر منتقل
نشدند.
سعید
آرمان، مسئول سازمان سراسری پناهندگان ایرانی-بیمرز و ساکن لندن، درباره دلیل
منتقل نشدن اعضا و کادرهای احزاب و سازمانهای چپ ایرانی به کشورهای پناهنده پذیر
معتقد است که مشخص نیست این مساله سیاست کمیساریای عالی است یا کشورهای پناهنده
پذیر. کمیساریای عالی گاهی اوقات میتواند و اختیار آن را دارد که به کشورهای
پناهنده پذیر توصیه کند فلان کار را انجام دهند یا فلان کار را انجام ندهند یا
کیسی را به آنها تحمیل کند و وارد مذاکره شود که معمولا در این زمینهها حرف
کمیساریای عالی را میپذیرند.
رویای
انتقال به کشور امن
از
سال ٢٠١۴،
سهمیه پذیرش پناهندگان ایرانی در ترکیه از طرف کشورهای پناهنده پذیر کاهش یافته
است. پرونده پناهندگانی که پروندههایشان در سال ٢٠١٣ و ۲۰۱۴ به کشورهای نروژ و فنلاند
ارسال شده نیز به کمیساریای عالی امور پناهندگان برگردانده شده است. از ژانویه سال ٢٠١۵، استرالیا هم تنها پرونده
آن دسته از پناهجویان ایرانی را پذیرش میکند که خانواده درجه یک در آن کشور داشته
باشند.
در
حال حاضر تنها کشورهای ایالات متحده آمریکا و کانادا پناهندگان ایرانی در ترکیه را
پذیرش میکنند و پذیرش این کشورها هم به دلیل ظرفیت از پیش اعلام شده و محدود،
شانس انتقال سریع پناهندگان ایرانی از ترکیه به کشور سوم را کاهش داده است. با طولانی شدن انتظار
پناهندگان احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در ترکیه و نیز طولانیتر
شدن مدت اقامت پناهندگان ایرانی، از ماه می سال ٢٠١۵ و با باز شدن مرز یونان و
صدور برگههای خروج از طرف این کشور، تعداد زیادی از پناهندگان ایرانی که شانسی
برای انتقال سریع به کشور سوم نداشتند، از ترکیه خارج شدند.
حسام
یوسفی، فعال سیاسی چپ که به مدت پنج سال در کشورهای عراق و ترکیه به عنوان
پناهجو و پناهنده زندگی کرده، در مورد علت خروج غیرقانونی از ترکیه، چنین میگوید.
"در آپریل ۲۰۱۵
تلفنی به من اعلام کردند که به دلیل عضویت در یک حزب سیاسی و کمونیستی، پرونده من
به بخش کشوری ارائه داده نمیشود. با وجود پیگیریهای زیادی که از طریق بخش حقوقی
و کشوری کمیساریا، سازمان آسام و اداره مهاجرت ترکیه داشتم، پاسخ دیگری دریافت
نکردم. پس از گذشت چند روز “یو ان اچ سی آر” رسمن ترکیه را برای من به عنوان کشور
سوم اعلام کرد."
آکام
حیدری، دانشجوی سابق روانشناسی بالینی دانشگاه تبریز هم که نزدیک دو سال
در ترکیه بود، به دلیل انتظار طولانی و شرایط سخت پناهندگی در ترکیه، حاضر به
اقامت در این کشور نشد و غیرقانونی به اتریش رفت.
آکام
حیدری پناهنده کرد ایرانی در مورد دلیل رفتنش از ترکیه چنین میگوید. "من
ترکیه را ترک نکردم بلکه این شرایط امنیتی، اجتماعی و اقتصادی ترکیه بود که مرا به
فراسوی مرزهای ترکیه پرتاب کرد. با وجود اینکه از نظر معیشتی به خاطر نداشتن
اجازه کار در مضیقه بودم. دولت ترکیه و کمیساریای عالی کمکی به پناهجوها نمیکند.
کار سیاه و ساعتهای طولانی کار و نبود ایمنی لازم در محیط کار و دستمزدهای ناچیزی
که گاهی هم پرداخت نمیشود، در کنار تبعیضهای اجتماعی، زندگی در ترکیه را برای
بسیاری از پناهجویان به جهنم تبدیل کرده است."
حیدری
در ادامه با اشاره به وضعیت بد امنیتی ترکیه برای پناهندگان سیاسی ایرانی چنین میگوید.
"آنچه ترکیه را برای من تحملناپذیر کرد، وضعیت نامساعد امنیتی بود. ۱۷ ماه پیش در یکی از خیابانهای
شهر کایسری، با اینکه در مسیر دوچرخهرو سوار بر دوچرخه بودم، یک ماشین مرا
زیر گرفت و با وجود درد و جراحتهایم، رسیدگیهای لازم در بیمارستان دولتی شهر
کایسری انجام نگرفت. پلیس هم یک گزارش مختصر و تشریفاتی از واقعه تهیه کرد."
با
کاهش سهمیه پذیرش پناهندگان ایرانی از سوی کشورهای پناهندهپذیر و طولانی شدن مدت
اقامت این پناهندگان در ترکیه، رفتن راههای غیرقانونی و خطرناک برای خروج از
ترکیه، در ماههای اخیر رایج شده است.
با
توجه به شمار بالای پناهندگانی که خود را به اروپا رساندهاند و بحرانی که پیش
آمده است، به نظر میرسد که کشورهای اروپایی تا چند سال آینده برنامهای
برای پذیرش پناهندگان ایرانی مقیم ترکیه نداشته باشند.
۱۲ مهر ۱۳۹۴ بهرنگ زندی
http://www.radiozamaneh.com/239415
۱۳۹۴/۰۷/۲۱
از آتنا فرقدانی تست بکارت و بارداری گرفته شد!؟
سازمان
عدالت برای ایران روز ۱۱
مهر گزارشی منتشر کرده و در آن خبر داده که دادگاه آتنا فرقدانی، فعال مدنی و
کاریکاتوریست زندانی و وکیلش، محمد مقیمی به شکل غیرعلنی و پشت درهای بسته برگزار
شده است. این دو نفر به اتهام دست دادن با یکدیگر محاکمه شدند. پیش از این در
ماه مرداد از این زندانی سیاسی تست بکارت و بارداری گرفته شده است. سازمان عدالت
برای ایران نوشته که که این زندانی سیاسی زن، در ماه مرداد به دستور بازپرس
پرونده برای انجام تست بکارت و بارداری فرستاده شده است. این سازمان میگوید
که این اطلاعات را منابع موثق به عدالت برای ایران دادهاند.
شادی
صدر، از مسئولان سازمان عدالت برای ایران در فیس برک خود چنین اعلام کرده است.
"موثقترین منابع درباره وضعیت یک زندانی، در وهله اول خود فرد زندانی و در
وهله دوم، اعضای خانواده و وکلای وی هستند. هرچند تجربیات متعدد چند سال گذشته
نشان میدهد که هم خانواده و هم وکلا، به دلایل متفاوت از جمله بیاطلاعی، میتوانند
اخباری را منتشر کنند که دقیق نباشند. اما شخص زندانی، همواره دست اول ترین و معتبرترین
منبع خبر محسوب میشود. پروتکلهای بینالمللی درباره
ثبت وقوع شکنجه در زندان نیز همین معیار را تایید میکنند. خبری که
عدالت برای ایران درباره وضعیت آتنا فرقدانی و موارد اخیر نقض حقوق او از
جمله انجام آزمایش بکارت منتشر کرده، به خواست شخص خود زندانی بوده است."
پرونده
اتهام به رابطه نامشروع مادون رنا زمانی برای آتنا فرقدانی تشکیل شد که خرداد ماه
امسال در پایان جلسه ملاقات، آتنا فرقدانی برای خداحافظی با وکیل خود، محمد مقیمی
دست داد. علاوه بر تشکسل پرونده برای او، وکیلش هم سه روز بازداشت
شد. براساس قوانین کیفری ایران، اتهام رابطه نامشروع مادون زنا میتواند تا ۹۹ ضربه شلاق مجازات داشته
باشد.
همچنین،
بازداشت وکیل آتنا فرقدانی باعث شد که مهلت دادن درخواست تجدیدنظر از حکم ۱۲ سال و ۹ ماه حبس او از دست برود.
آتنا
فرقدانی، فارغالتحصیل رشته نقاشی از دانشگاه الزهرا، فعال حقوق مدنی و کودک برای
نخستین بار در تاریخ دوم شهریورماه ۱۳۹۳
بازداشت و به بند دو الف سپاه پاسداران در زندان اوین منتقل و در ۱۱ آبان ماه با قرار وثیقه تا
زمان حکم دادگاه آزاد شد. او پس از آزادی در تاریخ ۵
دیماه گفتوگویی با سایت جرس درباره وضعیتش در دوران بازداشت و بازجوییهایش
داشت. همچنین ویدیویی از خود منتشر کرد که در آن از رفتارهای نامناسب مأموران زن
زندان اوین میگفت. او
پس از آن در تاریخ ۲۰
دیماه به شعبه ۱۵
دادگاه انقلاب احضار شد و پس از آن بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی آتنا
فرقدانی در بهمنماه همان سال در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک زندانیان سیاسی از
غیرسیاسی در آن زندان دست به اعتصاب غذا زد و پس از آن در تاریخ ۷ اسفندماه به دلیل طولانی
شدن اعتصاب در بیمارستان بستری شد. او در روز ۱۲ اسفندماه با از بیمارستان
به زندان اوین منتقل شد.
او
پس از آزادی، شرح آزار جنسی وارده توسط نگهبانان این بند و دادخواهی بدون نتیجه
خود را در این ویدئو منتشر کرد.
آزار
جنسی زندانیان سیاسی زن به بهانه بازرسی بدنی سابقهای طولانی مدت دارد و با وجود
اینکه در مواردی به اعتراضات جمعی این زندانیان نیز منجر شده است،
عاملان آن تحت پیگرد قرار نگرفتهاند.
خرداد
۱۳۹۴، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به
ریاست قاضی عبدالقاسم صلواتی، آتنا فرقدانی را با اتهامهای متفاوت از جمله
به دلیل اعتراض به رفتارهای غیرقانونی نگهبانان بند ۲الف، کشیدن کاریکاتوری
درباره طرح مجلس راجع به افزایش جمعیت و انتقاد از مقامات جمهوری اسلامی مجموعا به
۱۲ سال و ۹ ماه زندان محکوم کرد.
۱۳۹۴/۰۷/۲۰
حمایت کاریکاتوریست ها از آتنا فرقدانی
مایکل
کاونا (کامیک ریفس)، روزنامهنگار و کارتونیست امریکایی روزنامهی واشنگتنپست با
انتشار فراخوانی، از همکارانش در سراسر جهان خواست تا در حمایت از آتنا فرقدانی، فعال جوان ایرانی که به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شده، طرح
بکشند. حمایت
کارتونیستها از آتنا فرقدانی به دلیل طرحی از او که اعضای مجلس شورای اسلامی
ایران را به ظاهر حیوانات نشان میداد صورت گرفته است. این طرح به عنوان یکی از موارد اتهامی او در دادگاه مطرح شده و علت صدور بخشی از حکم حبس
سنگین وی است.
نمونه ای از طرح هایی که در کمپین شرکت کرده بودند در اینجا منتشر می شود.
۱۳۹۴/۰۷/۱۷
۱۳۹۴/۰۷/۱۶
بلاتکلیفی پناهجویان و پناهندههای ایرانی در ترکیه
نزدیکی
ترکیه به ایران، این کشور را به اولین مقصد پناهجویان ایرانی تبدیل کرده است. در
حال حاضر حدود ۱۵هزار
پناهجو و پناهنده ایرانی در ترکیه زندگی میکنند که برای بخشی از آنها، رفتن از
این کشور به کشور سوم، آرزویی دور دست است.
طولانی
شدن مدت زمان رسیدگی به تقاضای پناهندگی از سوی دفتر کمیساریای عالی امور
پناهندگان سازمان ملل در ترکیه، عدم پذیرش اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق،
احزاب چپ و کُرد و ایرانیهایی که از آنها با عنوان «شمال عراقی» یاد میشود، شرایط
زندگی را برای این پناهندگان ایرانی در ترکیه سختتر کرده است.
زندگی
پناهجویان در ترکیه، آمارها، واقعیتها
بنابر
گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، یک میلیون و ۶٣٣ هزار پناهنده و پناهجو در
ترکیه زندگی میکنند. پیشبینی میشود این تعداد در پایان سال ٢٠١۵ به یک میلیون و ۸۸۹ هزار پناهجو افزایش یابد.
از این تعداد پناهنده و پناهجو، آوارگان سوری با یک میلیون و ۵٠٠ هزار نفر بیشترین جمعیت
را به خود اختصاص دادهاند.
پناهندگان
ایرانی با جمعیتی کمتر از چهار هزار نفر و پناهجویان ایرانی با ده هزار و ٢۵٠ نفر، سومین جمعیت بزرگ
پناهجویان ترکیه را بعد از سوریه و عراق تشکیل دادهاند. سازمان ملل پیشبینی میکند
که تا پایان سال ٢٠١۵
جمعیت پناهجویان ایرانی در ترکیه به ۱۴
هزار و ٢۵٠
نفر برسد.
بر
اساس قانون جدیدی که از ماه می سال ٢٠١۵ در ترکیه لازمالاجرا شده
است، پناهجویان ایرانی بعد از معرفی خود به دفتر آسام (سازمان همبستگی با
پناهجویان و مهاجران) در آنکارا، باید خود را به شهر انتخابی این سازمان
غیرانتفاعی کمکرسان به پناهجویان معرفی کنند. آنها پس از اسکان در
مکان مشخص و داشتن شماره تلفن برای تماس، در اداره مهاجرت آن شهر ثبتنام میشوند.
تاریخ پیش مصاحبه در نظر گرفته شده برای پناهجویان ایرانی که از سال ٢٠١۴ وارد ترکیه شدهاند، از ١٠
ماه تا دو سال بعد است.
پارسا
عبیدی، پناهنده همجنسگرای ساکن شهر اسکی شهیر، درباره پناهجویان تازهوارد که از
سال ٢٠١۴
به ترکیه آمدهاند، چنین میگوید. "با وجود آن که در سالهای قبل دفتر
کمیساریای عالی به وضعیت پناهجویان همجنسگرا رسیدگی میکرد، این روند بسیار کندتر
شده است و پناهجویان همجنسگرای ایرانی از ١٠ ماه تا ١۶ ماه باید در انتظار پیش
مصاحبه بمانند."
عبیدی
با اشاره به فاصله یک ساله صدور کارتهای شناسایی و برگههای هویتی برای پناهجویان
در برخی از مراکز اداره مهاجرت ترکیه چنین میگوید. "بدون کارت شناسایی و
اقامت، پناهجو نه میتواند خانه اجاره کند، نه میتواند آب و برق و گاز را به نام
خود بزند و نه میتواند حتا یک دلار پول دریافت کند. اکثریت قاطع پناهندگان همجنسگرا
که موفق به دریافت پناهندگی میشوند، به کشورهای پناهنده پذیر منتقل میشوند."
آنها
که میروند، آنها که میمانند
عدهای از
پناهندگان اما با وجود اخذ پناهندگی از طرف دفتر کمیساریای عالی، به دلایل نامعلومی
تا سالها در انتظار انتقال به کشور سوم در ترکیه میمانند.
پناهجویان
کرد ایرانی در سال ٢٠١۴
در مقابل دفتر کمیساریای عالی امور پناهندگان در آنکارا تحصن کردند. آنها به
انتظار طولانی در انتقال به کشور سوم داشتند. این اعتراض از جمله اتفاقهایی بود
که شرایط نابرابر پناهندگان در انتقال به کشورهای پناهندهپذیر را نشان داد.
بیشتر پناهندگان
سیاسی کرد، عضو احزاب کردی مخالف جمهوری اسلامی هستند. آنها معتقدند به دلیل تروریست
نامیده شدن این احزاب از طرف کشورهای پناهندهپذیر، انتقالشان به این کشورها غیر
ممکن شده است.
صدها
نفر از کردهای ایرانی همراه با خانوادههایشان در ترکیه ماندگار شدهاند و زندگیشان
تباه شده است. شرایط سایر پناهندگان
سیاسی ایرانی که عضو سازمانها و احزاب کردی نیستند هم از سال ٢٠١۴ عوض شده است. یکی از این پناهندگان که
عضو یکی از احزاب چپ ایرانی مخالف جمهوری اسلامی است، در رابطه با انتظار طولانیاش
برای انتقال به کشور سوم به رادیو زمانه میگوید: «قانون مشخصی از طرف کشورهای
پناهندهپذیر برای منع ورود اعضای احزاب چپ و کمونیستی ابلاغ نشده است، اما وقتی
که با بخش کشوری دفتر کمیساریای عالی در آنکارا تماس میگیرم و این سوال را مطرح
میکنم که چرا من را به کشوری امن منتقل نمیکنید، به راحتی میگویند که
کشورهای موجود پناهندهپذیر (به غیر از اتحادیه اروپا)، شما را به خاطر افکار
سیاسیتان نمیپذیرند." این پناهنده سیاسی در ادامه میگوید که هیچکدام از
اعضای حزبها و سازمانهای سیاسی چپ ایرانی که از سال ٢٠١۴ موفق به گرفتن پناهندگی از
دفتر کمیسارای عالی پناهندگان در ترکیه شدهاند، به کشورهای پناهنده پذیر منتقل
نشدند.
سعید
آرمان، مسئول سازمان سراسری پناهندگان ایرانی-بیمرز و ساکن لندن، درباره دلیل
منتقل نشدن اعضا و کادرهای احزاب و سازمانهای چپ ایرانی به کشورهای پناهنده پذیر
معتقد است که مشخص نیست این مساله سیاست کمیساریای عالی است یا کشورهای پناهنده
پذیر. کمیساریای عالی گاهی اوقات میتواند و اختیار آن را دارد که به کشورهای
پناهنده پذیر توصیه کند فلان کار را انجام دهند یا فلان کار را انجام ندهند یا
کیسی را به آنها تحمیل کند و وارد مذاکره شود که معمولا در این زمینهها حرف
کمیساریای عالی را میپذیرند.
رویای
انتقال به کشور امن
از
سال ٢٠١۴،
سهمیه پذیرش پناهندگان ایرانی در ترکیه از طرف کشورهای پناهنده پذیر کاهش یافته
است. پرونده پناهندگانی که پروندههایشان در سال ٢٠١٣ و ۲۰۱۴ به کشورهای نروژ و فنلاند
ارسال شده نیز به کمیساریای عالی امور پناهندگان برگردانده شده است. از ژانویه سال ٢٠١۵، استرالیا هم تنها پرونده
آن دسته از پناهجویان ایرانی را پذیرش میکند که خانواده درجه یک در آن کشور داشته
باشند.
در
حال حاضر تنها کشورهای ایالات متحده آمریکا و کانادا پناهندگان ایرانی در ترکیه را
پذیرش میکنند و پذیرش این کشورها هم به دلیل ظرفیت از پیش اعلام شده و محدود،
شانس انتقال سریع پناهندگان ایرانی از ترکیه به کشور سوم را کاهش داده است. با طولانی شدن انتظار
پناهندگان احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در ترکیه و نیز طولانیتر
شدن مدت اقامت پناهندگان ایرانی، از ماه می سال ٢٠١۵ و با باز شدن مرز یونان و
صدور برگههای خروج از طرف این کشور، تعداد زیادی از پناهندگان ایرانی که شانسی
برای انتقال سریع به کشور سوم نداشتند، از ترکیه خارج شدند.
حسام
یوسفی، فعال سیاسی چپ که به مدت پنج سال در کشورهای عراق و ترکیه به عنوان
پناهجو و پناهنده زندگی کرده، در مورد علت خروج غیرقانونی از ترکیه، چنین میگوید.
"در آپریل ۲۰۱۵
تلفنی به من اعلام کردند که به دلیل عضویت در یک حزب سیاسی و کمونیستی، پرونده من
به بخش کشوری ارائه داده نمیشود. با وجود پیگیریهای زیادی که از طریق بخش حقوقی
و کشوری کمیساریا، سازمان آسام و اداره مهاجرت ترکیه داشتم، پاسخ دیگری دریافت
نکردم. پس از گذشت چند روز “یو ان اچ سی آر” رسمن ترکیه را برای من به عنوان کشور
سوم اعلام کرد."
آکام
حیدری، دانشجوی سابق روانشناسی بالینی دانشگاه تبریز هم که نزدیک دو سال
در ترکیه بود، به دلیل انتظار طولانی و شرایط سخت پناهندگی در ترکیه، حاضر به
اقامت در این کشور نشد و غیرقانونی به اتریش رفت.
آکام
حیدری پناهنده کرد ایرانی در مورد دلیل رفتنش از ترکیه چنین میگوید. "من
ترکیه را ترک نکردم بلکه این شرایط امنیتی، اجتماعی و اقتصادی ترکیه بود که مرا به
فراسوی مرزهای ترکیه پرتاب کرد. با وجود اینکه از نظر معیشتی به خاطر نداشتن
اجازه کار در مضیقه بودم. دولت ترکیه و کمیساریای عالی کمکی به پناهجوها نمیکند.
کار سیاه و ساعتهای طولانی کار و نبود ایمنی لازم در محیط کار و دستمزدهای ناچیزی
که گاهی هم پرداخت نمیشود، در کنار تبعیضهای اجتماعی، زندگی در ترکیه را برای
بسیاری از پناهجویان به جهنم تبدیل کرده است."
حیدری
در ادامه با اشاره به وضعیت بد امنیتی ترکیه برای پناهندگان سیاسی ایرانی چنین میگوید.
"آنچه ترکیه را برای من تحملناپذیر کرد، وضعیت نامساعد امنیتی بود. ۱۷ ماه پیش در یکی از خیابانهای
شهر کایسری، با اینکه در مسیر دوچرخهرو سوار بر دوچرخه بودم، یک ماشین مرا
زیر گرفت و با وجود درد و جراحتهایم، رسیدگیهای لازم در بیمارستان دولتی شهر
کایسری انجام نگرفت. پلیس هم یک گزارش مختصر و تشریفاتی از واقعه تهیه کرد."
با
کاهش سهمیه پذیرش پناهندگان ایرانی از سوی کشورهای پناهندهپذیر و طولانی شدن مدت
اقامت این پناهندگان در ترکیه، رفتن راههای غیرقانونی و خطرناک برای خروج از
ترکیه، در ماههای اخیر رایج شده است.
با
توجه به شمار بالای پناهندگانی که خود را به اروپا رساندهاند و بحرانی که پیش
آمده است، به نظر میرسد که کشورهای اروپایی تا چند سال آینده برنامهای
برای پذیرش پناهندگان ایرانی مقیم ترکیه نداشته باشند.
۱۲ مهر ۱۳۹۴ بهرنگ زندی
http://www.radiozamaneh.com/239415
اشتراک در:
نظرات (Atom)
















